رویدادها

انتقال HIV در لردگان فرصت مناسبی برای رسانه ها بود که از آن استفاده نشد

سلامت نامه –انتقال HIV در روستای چنار محمودی، فرصت مناسبی برای رسانه ها بود که از آن استفاده نشد. به اعتقاد دکتر سیده زهرا اجاق استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات، از این مسئله نتوانستیم به عنوان یک مقوله رسانه ای استفاده کنیم و اتفاقی که افتاد تکرار و انگ اجتماعی و برجسته کردن آن بود.

به گزارش سلامت نامه، دکتر اجاق “در نشست مواجهه رسانه ای با مسئله ایدز در ایران” گفت: آنچه در ابتدا با آن مواجه شدیم عکسها و تصاویری بود که از طریق رسانه های سنتی و نوین شاهد آنها بودیم. اما دقت در کسانی که سوژه این موضوع بودند، و کسانی که در این قضیه خبرسازی می کردند، و دقت در متن ها نشان داد که عملاً یک سری از اطلاعاتی که به جامعه منتقل می شود تخصصی هستند.

این سخنرانی بخشی از نشست “مواجهه رسانه ای با مسائل ایدز در ایران” بود که روز چهارشنبه اول آبان ماه به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست همچنین دکتر فرداد درودی مدير كشوری دفتر برنامه مشترك سازمان ملل متحد و دکتر داود مهرابی استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات به سخنرانی و بیان دیدگاههای خود پرداختند.

سلامت نامه
سلامت نامه

دکتر اجاق افزود: آنچه که من بعنوان یک تحلیلگر رسانه در افراد مبتلا شده و یا در معرض مبتلا می دیدیم، ترس، سرزنش و شرم بود. در واقع اینها عواملی بودند که باعث شد ما به قضیه چنار محمودی بپردازیم. منتها این قضیه را هم می توان از منظر بیماری نگاه کرد و هم از منظر رسانه. یعنی کاری که رسانه با جامعه و مبتلایان به این بیماری کرد چه بوده است؟

وی گفت: به این ترتیب مسئله ای که به آن اشاره خواهیم داشت، فاکتورهای اجتماعی شکل دهنده رفتار است. رفتاری که از مبتلایان و یا مشکوکان به ابتلای بیماری در انواع رسانه می دیدیم. و همین طور رفتار مخاطبانی که خود ما بودیم که با این اخبار روبرو می شدیم.

شیوع ایدز همانقدر که زیستی پزشکی است، فرهنگی و زبانی هم هست

اجاق افزود: همه ما رفتاری را بروز می دادیم، که ویژگی آنهها در اینجا مورد توجه من است. نکته ای که وجود دارد این است شیوع ایدز همانقدر که زیستی پزشکی است، فرهنگی و زبانی هم هست. به همین دلیل هم من به فاکتورهای اجتماعی شکل دهنده رفتار توجه می کنم.

وی افزود: مسئله دیگری که به آن نمی پردازم و فقط به آن اشاره می کنم مسئله اپیدمی فقر فهم از ایدز و مسئله نقض حقوق اساس بیمار است. می دانید که یکی از حقوق اساسی بیمارانی که مبتلا به ایدز هستند، موضوع گمنامی است و اینکه دوست ندارند، شناخته شوند. ما در واقع از سال 1365 که اولین مبتلای به ایدز در کشور شناخته شد، آن چیزی که به طور رایج و به کثرت در این افراد دیدیم، این است اصلاً نمی خواهند شناسایی شوند.

استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات گفت: برخلاف اینکه خیلی از افراد از ترس شناخته شدن، حتی حاضر به آزمایش دادن نیز نیستند و به همین دلیل نیز حقوق آنها زیر پا گذاشته می شود، اما در حادثه اخیر مشاهده کردیم که از این افراد فیلم و عکس گرفته می شود و نه تنها در ایران که در جهان منتشر می شود.

وی افزود: اتفاق دیگری که رخ داد، و قصد پرداختن به آن را ندارم، بحث ناامنی روانی و بی اعتمادی بود. چیزی که ما دیدیم عملاً یک مسئله فقط پزشکی یا فقط رسانه ای نبود، چیزی بود که به کل بدنه حاکیمت نظر داشت. عملاً مشاهده کردیم اعتماد افرادی که دچار این مشکل شدند با شبکه بهداشت و درمان، و با قوه قضائیه، بعد مجلس و بعد دولت مدام خدشه دار می شد.

رفتارهای اجتماعی ما نسبت به HIV از کجا ناشی می شود؟

اجاق با این سئوال که حق اساسی نقض شده و رفتارهای اجتماعی ما که نسبت به این مسئله داریم از کجا ناشی می شود، گفت: ما با مفهوم کلیشه و ننگ در علوم اجتماعی آشنا هستیم، عملآ یکی از چالش های اصلی که مبتلایان به HIV با آن مواجه هستند، این نگرش های تبعیض آمیز و در واقع منفی نسبت به آنها است.

وی گفت: ممکن است در مواجهه با فردی که به یک بیماری خاصی مبتلا است قصد داشته باشیم از او فاصله بگیریم و خودمان را مبرای از آن بیماری بدانیم و به نوعی ناخواسته این فاصله را ایجاد کنیم. دلایل متعددی برای این امر وجود دارد که بر اساس تحقیقات پیشین، بین فهم عمومی از این بیماری و نگرش های تبعیض آمیز در استان های تهران و یزد رابطه وجود دارد. یعنی بین آگاهی عمومی از بیماری و نگرش نسبت مبتلایان و تفکرات تبعیض آمیز همبستگی منفی مشاهده شده است.

استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه گفت: رسانه در واقع حاوی اطلاعاتی است که اطلاعات نادرست (Misinformation) در آن سبب فهم نادرست (Misunderstanding) می شود. من به اطلاعات نادرست (Misinformation) تأکید دارم نه اطلاعات غلط (Disinformation). در واقع تفاوت این دو به قصد (Intention) مربوط می شود. اگر عامدانه مطلب نادرستی را انتشار دهید، اطلاعات غلط محسوب می شود و وقتی که قصد و غرض وجود نداشته و صرفا از روی ناآگاهی دست به انتشار زده شود، اطلاعات نادرست محسوب می شود.

در رسانه ها اطلاعات نادرست که به فهم نادرست منجر می شود، بسیار دیده می شود

وی تأکید کرد در رسانه ها اطلاعات نادرست که به فهم نادرست منجر می شود، بسیار دیده می شود. چیزی که در نهایتا محصول این اتفاق است، ننگ اجتماعی است که مبتلا با آن دست به گریبان می شود.

اجاق افزود: من برای اینکه در واقع به نوعی به ریشه یابی اطلاعات نادرست بپردازم به مدل های مطالعه ایدز می پردازم. عموما چه در علوم اجتماعی و چه در علوم پزشکی مثل بهداشت عمومی که مطالعات نزدیک به علوم اجتماعی دارند، دو مدل رایج است. مدل اول مدل شناختی (Cognitive)  است که نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory) و یا نظریه عمل استدلالی (Reasoned Action Theory) و غیره . اینها مدل هایی هستند که بیان می کنند اگر ما دانش مخاطب را زیاد کنیم، علت نوع رفتارها مشخص می شود. هنگامی که مخاطبی با این اطلاعات مواجه می شود بر اساس مفاهیم پیشین، اطلاعات را فیلتر و تفسیر می کند.

مدل دیگر مدل Activity است که در این مدل گفته می شود که رفتار انسان بخشی از سیستم های پیچیده و انباشته فعالیت است که در بافتار تاریخی و فرهنگی شکل می گیرد و این مدل کمتر در حوزه مطالعات ایدز مورد استفاده قرار گرفته است.

به گفته وی، اساس این بافتاری که رفتار ما طبق آن شکل می گیرد،  و مشکلات اجتماعی که در فهم از ایدز وجود دارد، به دو نمونه اشاره می کنم. یکی گفتمان مردم عادی است. در خصوص بیماری ایدز و یا بیماریهای قدیمی تر مثل آسم و یا برخی بیماریهای دیگر یک گفتمان مردمی   (Folk) در جامعه وجود دارد، که عملا گفتمان پزشکی و گفتمان تخصصی را به عقب می راند. در برابر توضیحات اپیدمولوژیک مقاومت می کند. پیرها و جوانترها هر کدام خوانش خود را از این بیماری ارائه می دهند.

بحران معنا در نوع واکنش به ایدز مؤثر است

به اعتقاد وی، مشکل دیگر بحران معناست. در مورد مسئله چنار محمودی، نحوه حرف زدن روستاییان را ببینیم که بیان می کردند من آدم سالمی بودم، از هر توضیحی استفاده می کردند تا بی گناهی خود را اثبات کند. از طرف دیگر، در حرف های آنها میشد ترس را دید. دچار شرم بودند از اینکه چه انگی به آنها زده شود. اعتراض، شکستن شیشه و هر اقدامی مقابله جویانه ای که انجام می دهند به دلیل بحران معنایی است که وجود دارد. آنها نمی دانند ایدز چیست. چه کسی مقصر است؟

وی افزود: مسئله دیگر، گسترش شایعات، بدون توجه به اصل قضیه و صحت آنهاست. پاسخ فرهنگی که به ایدز می توانیم بدهیم چیست؟ تلاش برای ترجمه ایدز به روایت های آشنایی که قابل فهم هستند. یعنی ساده سازی دانش. یعنی انتخاب زبان و لحن مناسب. توجه به جنبه های اجتماعی بیماری. توجه به پیامدهای بیماری. حفظ شأن و کرامت انسانی و گزارش های محترمانه و عادلانه در مورد کسانی که به این بیماری مبتلا هستند.

اجاق با طرح این سئوال که در اینجا رسانه ها می توانند چگونه عمل کنند؟ گفت: در مواجه رسانه ها با موضوعات علمی، رسانه ها به چهار طریق می توانند عمل کنند. افزایش سواد علمی. مدل بافتاری. مدل عامه – متخصص و یا مدل مشارکت مردمی. اینکه کدام یک از این چهار طریق مورد استفاده قرار گیرد، در معیارهای روایتگری و گزارشگری تأثیرگذار است. اینکه هدف و تعریف آنها از علم و مخاطب کیست، همه متأثر از مدلی است که در آن اطلاع رسانی می کنند.

به گفته وی، برای مثال وقتی روزنامه نگار و یا رسانه ای بیان می کند که می خواهد در مدل سواد علمی کار کند که غالباً در ایران نیز از این روش استفاده می شود، تمرکز بر رویداد و مقالات منتشر شده قرار می گیرد. مثلاً رویداد ایدز که اتفاق افتاده و مقالاتی که در مورد ایدز احتمالا چاپ شده اند.

بر اساس مدل رسانه ای از خود مبتلا هم می خواهند تجربه و درک خود را از بیماری بگوید

دوم، تمرکز بر عنصر شگفتی و کشمکش است که نمونه های آن را در مسئله چنار محمودی در رسانه ها دیدیم. هنگامی که تمرکز بر مدل مشارکتی باشد، بر اساس همان مدل activity که قبلاً به آن اشاره کردم می رسد و عملاً به این موضوع توجه می کند که خود مبتلا همه وارد عرصه کند. از خود مبتلا هم بخواهد تجربه و درک خود را از بیماری بگوید. در مورد برخی ویدئوهای ارائه شده در مسئله چنار محمودی، به جای استفاده دانشی که فرد مبتلا در اختیار ما قرار می داد، به روشهای نادرست دیگری از آنها استفاده شد.

به گفته این استاد دانشگاه، رسانه ها بر اساس مدلی که انتخاب می شود و معیارهایی که برای مدل ها دارند، چشم انداز رسانه ای خود را تعریف می کنند. در چشم انداز رسانه، مردم هستند، متخصصین و سیاستگذارها هم هستند، و رسانه در نتیجه تصمیمات این سه گروه دست به عمل و اطلاع رسانی می زند.

اجاق در ادامه خاطرنشان کرد: عملاً نه تنها در قضیه اخیر، که در مسئله ایدز سالهاست که این اتفاق افتاده است. یا سکوت بوده و یا اصلا هیچ چیزی نبوده که در برخی مواقع نیز انگ اجتماعی را تقویت کرده است. معمولاً کمی به متخصص ها توجه داریم، مردم را نادیده می گیریم و سیاستمدار برجسته است. روندی که در اظهارات نظرهایی که مسله چنار محمودی انجام شد نشان دهنده برجسته شدن سیاستگذار است. یعنی رسانۀ ما تحت تأثیر قدرتمند سیاستگذار به برجسته سازی می پردازد.  

در حادثه چنار‌محمودی انتظار ما تولید دانش عمومی توسط رسانه ها بود

وی تأکید کرد: در حادثه چنار‌محمودی انتظار ما تولید دانش عمومی توسط رسانه ها بود. اما دانش عمومی که ما با آن مواجه شدیم، احساساتی شدن بود. همۀ مطالبی که ابزار شد، از احساسات نشأت می گرفت و خوانش ما از این حادثه احساساتی بود. حتی در اولین خبر که دستگیری بهورزی بود، از منظر رسانه دروازه بانی نشد. همچنین نقض حقوق اساسی و بی حرمتی در سطوح مختلف انجام شد.

اجاق افزود: اما پایان این مسئله چه شد؟ آماری ارائه شد که چند نفر به ویروس آلوده شده اند. در اقدام خوبی، برخی مقامات از مردم عذرخواهی کردند و در نهایت به سکوت رسیدیم. اتفاقی که در حال رخ دادن است، عدم شکل گیری عقلانیت اجتماعی است. آنچه که ما از وقایع انتظار داریم، بر اساس حوزه علم این است که اینها به عنصر و عامل تفکر، درک و تجربه شخصی و ظهور عقلانیت اجتماعی تبدیل شوند، که متأسفانه اتفاق نمی افتد.

به گفته وی، چیزی که در این مسئله مشاهده کردیم این بود که در نهایت به سکوت رسیدیم، و به سازماندهی های قبلی بازگشتیم. یعنی بدون هیچ انتظار خاصی، سلسله مراتب عقلانیت حفظ شد. به عبارتی، ویدئوها و مطالب رسانه ای منتشر شده به دانش ما از ایدز نیافزود. در حالی که به صورت ایده آل آن چیزی که انتظار داشتیم، افزایش آگاهی و شکل گری کنشگری اجتماعی بود که محقق شدن آنها در نهایت هم به نفع مبتلای به ایدز است یا فردی که ممکن است در آینده به ایدز مبتلا شود. همچنین به نفع کسی است که در حوزه رسانه و یا پزشکی فعالیت  می کند تا عقلانیت اجتماعی و عقلانیت علمی با هم ترکیب شوند و این باعث آگاهی و کنشگری اجتماعی شود.

اجاق در پایان افزود: ما متآسفانه در مسئله چنار محمودی این فرایند را ندادیم و از آن به عنوان یک مقوله رسانه ای هم نتوانستیم بهره برداری کنیم. اتفاقی که افتاد تکرار و انگ اجتماعی و برجسته کردن آن بود. امید است که رسانه ها با دستورالعمل های بهتر در مواقع مشابه دیگر که قاعدتاً رخ می دهد، کنشگری بهتری در این زمینه داشته باشند.  

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن