سواد سلامت

سواد سلامت و عوامل تأثیرگذار در توسعۀ آن – داود مهرابی*

سلامت نامه – پیش از پرداختن به بحث سواد سلامت نیاز است، به تاریخچه این مفهوم پرداخته شود. سواد سلامت توسط دو گروه از متخصصان معرفی شد: 1) ارائه دهندگان خدمات سلامت مانند پزشکان و پرستاران و همچنین آموزش دهندگان سلامت و 2) فعالان “آموزش پایه سالمندان” و “انگلیسی به عنوان زبان دوم” در رشته آموزش.

پزشکان و پرستاران منبع درک بیمار و مطالعات انطباقی هستند و متخصصان آموزش پایه و انگلیسی به عنوان زبان دوم، مطالعه و طراحی مداخلات برای کمک به توسعه خواندن، نوشتن و مهارتهای گفتگویی را با هدف توسعه سواد سلامت انجام می دهند. رویکردهای متعدد به آموزش سالمندان، سواد سلامت را به کلاس های سنتی آموزش و همچنین محل کار و زندگی سالمندان وارد کرد، که از جمله این رویکردها می توان به رویکرد زیست پزشکی (Biomedical) اشاره کرد.

این رویکرد که در دهه 90-1980 در آمریکا غلبه داشت اغلب افراد را فاقد سواد سلامت تصور می کرد. بر اساس این رویکرد که اعتقاد داشت مدل های سواد و سواد سلامت از نظر سیاسی بیطرف و در سطح جهانی قابل استفاده هستند، دریافت کنندگان اطلاعات سواد سلامت منفعل بودند. هر چند که این رویکرد هنگامی که در بسترهای زیست محیطی و انتقادی و رویکردهای فرهنگی به سلامت قرار گرفت، چندان کارآمد نبود.

یک دیدگاه منسجم دیگر در خصوص سواد سلامت شامل توانایی برای فهم مفاهیم علمی، محتوا و تحقیقات سلامت؛ مهارت در سخن گفتن، نوشتن و ارتباطات آنلاین؛ تفسیر انتقادی پیامهای رسانه های جمعی؛ هدایت سیستم های پیچیده مراقبت سلامت و نظارت؛ دانش و استفادۀ منابع و سرمایه گروهی؛ و بهره گیری از دانش بومی و فرهنگی در تصمیم گیری سلامت است. این رویکرد، سواد سلامت را به عنوان یک تعیین کنندۀ اجتماعی سلامت می داند که فرصت بی نظیری را برای کاهش نابرابریها در سلامت ارائه می دهد.

سواد سلامت زمینۀ کاهش خطرات سلامت و افزایش کیفیت زندگی

این دیدگاه، سواد سلامت را به عنوان دامنۀ گسترده ای از مهارت ها و شایستگی ها می داند که مردم در طول زندگی خود آن را برای جستجو، فهم، ارزیابی و استفاده از اطلاعات و مفاهیم سلامت برای تصمیم گیریهای آگاهانه، کاهش خطرات سلامت، و افزایش کیفیت زندگی به کار می گیرند.

به طور کلی، این نوع سواد را می توان توانایی افراد در به دست آوردن، تحلیل کردن، و فهمیدن اطلاعات و خدمات اولیه بهداشتی که به آن نیاز دارند تا قادر باشند در مورد مسائل مربوط به سلامتی خود مشارکت داشته و تصمیم‌های درستی را اتخاذ کنند تعریف کرد. مفهومی که به نظر می رسد فراتر از توانایی هایی فردی یک شخص است و شرایط محیطی نیز در آن تأثیرگذار است.

اگرچه این نوع سلامت را به عنوان یک رویداد و ماحصل آنچه که فرد در گذشته فراگرفته است، می نگریم اما باید در نظر داشت که در این رویداد عوامل مختلفی نقش دارند. در واقع در فرایند دستیابی به سواد سلامت، گروههای مختلفی از جمله تهیه کنندگان و ارائه دهندگان اطلاعات سلامت محور مانند پزشکان، پرستاران، روزنامه نگاران سلامت، رسانه ها و نظام آموزشی نقش محوری ایفا می کنند.

در صورتی که این گروهها بتوانند اطلاعات قابل فهمی به منظور خواندن فرم های درمانی و پیوست‌های مربوط به داروها، و سایر اطلاعات نوشتاری مربوط به حوزه‌های سلامت را به گونه ای در اختیار افراد قرار دهند که قادر به درک اطلاعات نوشتاری و همچنین شفاهی که از طرف ارائه دهندگان خدمات سلامت (مانند پزشکان و پرستاران) ارائه می شود باشند و  توانایی عمل کردن بر اساس دستورالعمل‌های مربوط به برنامه‌های دارویی و مراقبت‌های پزشکی را داشته باشند، می توان انتظار داشت که افراد برای مقابله با تهدیدات سلامت خود سواد سلامت کافی داشته باشند.

مداخلات زیادی برای افزایش سواد سلامت وجود دارد

به نظر می رسد که مشکل هماهنگی عوامل تأثیرگذار در دستیابی به سواد سلامت باعث شده که سطح سواد سلامت مردم حتی در کشورهای پیشرفته نیز پایین باشد، به گونه ای که نتایج مطالعه ای که در آمریکا در سال 2003 انجام شده بود نشان می داد که حدود 80 میلیون آمریکایی سواد پایه و یا پایین تر از آن داشتند.

مداخلات زیادی برای افزایش سواد سلامت وجود دارد. به عنوان مثال ساده سازی کردن اطلاعات، پرهیز از بکار بردن اصطلاحات غیرقابل فهم، استفاده از روشهای باز-آموزی (Teach-back) که از آن به عنوان “بمن نشان بده” (Show-me) نیز یاد می شود از جمله روشهای هستند که می توان از آنها با هدف افزایش سواد سلامت بهره برد.

روش باز-آموزی در واقع یک روش تأیید ارتباطات (Communication Confirmation) است که توسط ارائه دهندگان خدمات سلامت به منظور تأیید اینکه آیا یک بیمار یا مراقب آنچه که به او تشریح شده را درست فهمیده است، مورد استفاده قرار می گیرد.  بکارگیری این روش در افرادی که سواد سلامت پایینی دارد، می تواند کمک کننده باشد.  

روش بازآموزی از جمله روشهای مؤثر

در سال 2010، حدود 61 درصد از افراد بالای 18 سال در آمریکا که از روش بازآموزی در مورد آنها استفاده شده بود، عنوان کردند که مسائل تشریح شده را خوب فهمیده اند.

از مسائل دیگری که می تواند به توسعه این نوع سواد کمک کند، بکارگیری زبان ساده (واضح) و به دور از اصطلاحات پیچیده است که باید عناصر مختلفی را در برگیرد. از جمله این عناصر می توان به موارد زیر اشاره کرد: سازماندهی اطلاعات به گونه ای که مهمترین اطلاعات در ابتدا ذکر شوند؛ جزء جزء کردن اطلاعات پیچیده با هدف قابل فهم کردن آنها؛ استفاده از زبان ساده و تعریف اصطلاحات فنی؛ استفاده از جملات معلوم (در مقابل مجهول)؛ و بکارگیری فهرست ها و جداول برای قابل فهم تر کردن مسائل پیچیده.

علاوه بر زبان واضح عوامل دیگر از قبیل سطح خوانا بودن متون، وضعیت فعلی سلامت بیمار، موانع زبانی بیمار، تناسب فرهنگی تجهیزات، ساختار جملات، استفاده از تصاویر و نمودارها نیز در سطح سواد سلامت افراد مؤثر هستند.

*استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن